خرید بک لینک
گاهي سر صبح يک برگه کاغذ کوچيک برمي دارم و مي نويسم، کنجکاو دوستت دارم، کنجکاو دوستت دارم، ميدونم که تا حدي که ميدونستي و ميتونستي تلاش کردي و ميکني، خودت رو بابت شرايط موجود سرزنش نکن، بپذير که موجودي محدودي هستي با محدوديت در انرژي، درک و نتيجه. دوباره بنويسم که کنجکاو دوستت دارم چه کسي بهتر از خودت ميتونه تشويقت کنه، آرامت کنه.

برچسب: نویسنده: محمد رحمانی تاريخ: دوشنبه 3 تير 1398 ساعت: 13:56

صفحه بندی