صبح همکاري را ديدم که لنگان لنگان به سمت اداره مي آمد. بخاطر آمد دو دهه قبل پر از طراوت بود و انرژي! گفتم دريغ. ديدي عمر چه ميکنه. چقدر پيرشده. بعد به خودم نهيب زدم که مگر تو همان انرژي سابق را داري؟! پرهيز داري که بپذيري پيرشدي؟!!
برچسب:
نویسنده: محمد رحمانی
تاريخ: دوشنبه
23 اسفند
1400 ساعت: 16:20